نظر علي الطالقاني
499
كاشف الأسرار ( فارسى )
آيد . اگر بگوئى مصلحت در فهم آن بوده و خدا و معصوم العياذ باللّه ندانستند كه آن مصلحت است يا دانستند كه مصلحت است و بخل كردند العياذ باللّه ، هر چه بگوئى عين شرك و كفر و خروج از دين است . و اگر اين برهان بديهى را در هر كار خدا و معصوم به كار برى به مقام رضا و تسليم رسى كه بالاترين مقامات است . پس فقير و مديون و گرفتار و مصيبت زده در آن بگويند خدا عالم است به حال من ، و قادر است بر مطلب من ؛ پس مصلحت من در اين است و الّا يا جهل بر خدا لازم آيد و يا بخل ، تعالى اللّه عن ذلك علوا كبيرا . خدايا به حق محمد و آل محمد ( ص ) ما را به مقام رضا و تسليم برسان . حال گوئيم هر چيز كه خدا و معصوم ( ع ) خواستند مردم آن را بدانند و اعتقاد نمايند و مصلحت و كمال ايشان را در فهم و اعتقاد به آن دانستند ، واجب است بر خدا و معصوم كه چندان آن مطلب را مكرر نمايند و به بيانات مختلفه ادا نمايند كه احدى را مجال شك و انكار و تأويل نماند ؛ و الّا نقض غرض لازم آيد و كوتاهى و تقصير از ايشان شده نعوذ باللّه و حجت بر خلق تمام نشده و خود فرمود : رُسُلًا مُبَشِّرِينَ وَ مُنْذِرِينَ لِئَلَّا يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللَّهِ حُجَّةٌ بَعْدَ الرُّسُلِ 66 ( نساء ) و فرمود : وَ ما أَرْسَلْنا مِنْ رَسُولٍ إِلَّا بِلِسانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ 67 ( ابراهيم ) و آيات و احاديث بسيار است . و چون خواستند كه مردم صفات ثبوتيّهء خدا را به طور اجمال بدانند و همچنين صفات سلبيّهء او را ، و بدانند كه هر چه خوب است حق تعالى دارد ، هر چه بد است و نقص است خدا از آن منزّه است ، ببين كه در قرآن و احاديث و ادعيه و خطب و مناجات چه قدر فرمودهاند كه از حساب و شماره بيرون است و اين است يك فائده بزرگ تكرار اين مطالب . آيا چه قدر در قرآن فرمودهاند : خدا عليم است ، حكيم است ، كريم است ، عفوّ است ، غفور است ، رحيم است ، به هر چيزى قادر است ، عادل است ، و هكذا ، تا به ادعيه و خطب چه رسد و همچنين مجملات معاد و حساب و صراط و ميزان و عذاب قبر و بهشت و دوزخ و همچنين رجعت و همچنين امامت دوازده امام ( ع ) . و هر چه نخواستند مردم بدانند گاهى هيچ نگفتند ، گاهى به مجمل و متشابه و به خبر واحد و نحو اينها بيان كردند و جواب فرمودند . لهذا فرمودند : قرآن ما دو قسم است محكم و متشابه ، و هر كه مىخواهد از حق عدول كند و به سوى باطل رود ، محكمات را مىگذارد و متشابهات را متابعت مىكند به جهت فتنهانگيزى و ادعاى تأويل ؛ و حال آنكه تأويل متشابهات را نمىداند مگر خدا و معصوم ( ع ) . پس ظاهر شد كه هر كه از متشابه به سوى محكمات رود ، او متابعت حق نموده و به واقع رسيده و فتنهانگيزى نكرده . و آيه در سورهء آل عمران است كه فرمود : هُوَ الَّذِي أَنْزَلَ